بچه آدم

درباره بلاگ

گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد "کاری هست" ...
(سعدی)

دو روز پیش دایی ام از من کتابی خواست تا شب ها مطالعه اش کند. سراغ کتاب خانه ام رفتم و کتاب ها را از نظر گذراندم. دنبال کتابی بودم که داستان صرف نباشد، تئوری و علمی نباشد، پیچیده نباشد، خیلی حجیم نباشد، کشش بالایی داشته باشد، خوش خوان و خوش چاپ باشد و حرف برای گفتن داشته باشد. به بیان دیگر کتابی که به درد زندگی عملی بخورد. کتابی که بعد از خواندن، شوق بیشتر خواندن را بیدار کند.
سه شنبه ها با موری را انتخاب کردم. ترجمه شهرزاد ضیایی.
سه چهار ماه باقی است تا موری از بیماری ALS از پا در بیاید و خودش ذره ذره آب شدنش را می بیند. در این میان یکی از شاگردان قدیمی اش به ملاقاتش می آید. استاد و دانشجوی قدیمی تصمیم می گیرند پروژه ای تعریف کنند! پروژه ی زندگی! سه شنبه ها میچ آلبوم به دیدار موری شوارتز می آید تا درباره معنای حقیقی زندگی، ازدواج، فرهنگ عمومی جامعه، مرگ، فرزندآوری، عشق و ... صحبت کنند.
بیان بی تکلفِ فرد دنیا دیده و دانشمندی که باید تا چند روز دیگر با حیات در کره خاکی خداحافظی کند، روح انسان را خطاب قرار می دهد تا معنایی در خور حیات زندگانی اش بیاید؛ معنایی که بدون شک از مسیر عشق و محبت می گذرد.
شاید کلاس درس موری، جزء معدود کلاس هایی باشد که با ولع منتظر جلسه بعدی اش بودم! درود بر روان موری شوارتز.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی