بچه آدم

درباره بلاگ

خواهم اندر طلبت عمر به پایان آورد
گرچه راهم نه به اندازه ی پای طلبست
(سعدی)

۲ مطلب با موضوع «شعر :: سعدی» ثبت شده است

۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۰:۱۹

بچه زرنگ شیراز

خار است به زیر پَهلُوانم / بی روی تو خوابگاه سنجاب

سعدی عزیز من، خیلی رِنده! شما بیت بالا رو ببین. خوابگاه سنجاب، تشک گرم و نرمه که از جنس پوست سنجابه. شیخ اجل غزل بعدی رو اینجوری شروع می کنه:

ماهرویا! روی خوب از من متاب / بی خطا کشتن چه می‌بینی صواب

دوش در خوابم در آغوش آمدی / وین نپندارم که بینم جز به خواب

اگه منو مخاطب قرار میداد می پریدم بغلش می کردم! ماه رو که جای خود داره! در ادامه داریم:

حیف باشد بر چنان تن پیرهن / ظلم باشد بر چنان صورت نقاب

سعدی جون! نداشتیم ناقلا! داره کار به جاهای باریک می کشه! و در آخر غزل:

سعدیا گر در برش خواهی چو چنگ / گوشمالت خورد باید چون رباب

استاد به ما صفر کیلومترها نصیحت می فرماید: گر خواهان بغل هستی، باید سختی بکشی! مثل ساز رباب که برای کوک کردنش، گوشی اون رو می پیچونن. البته پر واضح هست که این ابیات درباره عشق به خدا و عرفان و ازیناس. صلواتی عنایت بفرمایید :)

epsilon

گر به سر می‌گردم از بیچارگی، عیبم مکن!

چون تو چوگان می‌زنی، جرمی نباشد گوی را

سعدی

epsilon