بچه آدم

درباره بلاگ

The most important kind of freedom is to be what you really are. You trade in your reality for a role. You trade in your sense for an act. You give up your ability to feel, and in exchange, put on a mask. There can't be any large-scale revolution until there's a personal revolution, on an individual level. It's got to happen inside first

آخرین مطالب

۶ مطلب با موضوع «شیرازی نوشت» ثبت شده است

۰۴ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۲۲

اصن یه وضی

آمو پوشو برو آموزش دانشگاه یه نیگا بنداز! از در و دیوارش آدم می ریزه! همه ریختن اونجو می خوان مدرکشون آزاد کنن. یعنی دختر و پسر تو سر خودشون می زنن به هر نحوی شده برن. بالاتر از سیاهی که رنگی نیس.

عجیب ترش بگم برات: یکی از بچه های شریف قبل از امتحانوی پایان ترمش اومده بود پیشُم. دیدم سنش بالو میزنه. ازش پرسیدم سَنه ی چَنی؟ گفت آمو وسط تحصیل از شریف انصراف دادم رفتم حوزه. مدرسه فیضیه. برای تحول علوم انسانی! چند سالی درس خوندم دیدم نه! اینجو، جوی ما نیس. رفتم سربازی بعدش دوباره کنکور دادم برگشتم شریف. حالو دارم بَروی آیلتس آماده می شم. می دونی آیلتس چن شده؟

+ امروز حساب کردم دیدم حقوقم یک بیست و هفتم یک کارگر تو آمریکان. تازه کف حقوق کارگر رو حساب کردم. بعدش رفتم چهار دونه سیب گلاب​​ و چهار دونه هلو خریدم هشت تومن! آیلتس م شده حدود 3 تومن! مرگ بر آمریکا...

بچه آدم
۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۲:۲۰

ممد افغانی

ممد افغانیم زن اِسد! چند روز پیش دیدمش، گفت یه دختر 14 ساله بیوتیفول خریده 50 میلیون! گفتم خریدی؟ مگه بازاره؟ گفتش تو دیار ما دختر رو می خرن! بابای دختر قیمت تعین می کنه، تو هم نقد می خری برمیداری جنسو رو می بری! جهیزیه و مهریه و ال و بل هم نداره! همون اول کار نقد میدی به باباهه! و السلام. بعدشم شاکی بود می گفت مال من خیلی گرون در اومد! اما خوشگله! سه سال پس اندازم رو که داشتم، کلی هم قرض و قوله کردم. هنوز نیاوردمش ایران! کابله!
ته دلم گفتم چه بَدوی! عین زمان جاهلیت! بعدش با خودم که رو راست تر فکر کردم دیدم ما وضعمون بدتره! اونجا حداقل ادعا ندارن، رقم رو میگن و بعدش آدم تکلیفش با خودش روشنه! داشته باشه میره جلو، نداشته باشه غلط کرده زن بگیره. اینجا هزار تا معیار چرند میذارن جلو پا آدم، آخرشم درد پوله! پول داشته باشی، برات هلیکوپتری می رقصن! رقم رو بگو! به دلار چند؟
بچه آدم
۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۲:۴۱

نمره بیست کلاسو نمی خوام

- یِی زمانی بود الیوت که اصن تو حالُ و هَووی درس و مقش نبودم. بعدشم که سَرو خورد به سنگ، افتادیم دنبال نمره! بیبینیم کدوم استاد بیتر نمره میده، بو همو بر میدوشدیم. حالو که آردو رو بیختیم، الکو رو آویختیم هوس یاد گرفتن اُفتیده به سرُم. بوگو چی کار کنم؟
- چرا عاقل کند کاری؟ آمو پوشو برو جمش کنا! تریپ علم بردوشته برام. بیو بیریم یِی پِری بخوریم. پوکیدم بس در و دیوال دیدم!
- پوشو بیریم یِی پالوده بزنیم جیگرو حال بیاد! پوشو!
بچه آدم
۰۵ تیر ۹۷ ، ۰۸:۱۱

اگه تُنُسی

با اِلیوت داشتم بین دار و درختای دانشگاه قدم می زدم که یهو در اومد گفت "ناموسن خرتر از تو ندیدم"! زدم پسِ کلش و گفتم حرف دهنتُ بفهم گامبو! گفت "خدا وکیلی میخوی روزی دو ساعت کار مفید بُکنی، بعدش میری سایتُی خبری و کانالای جک و جفنگ می خونی! یُ مُخو رو درگیر خبرا میکنی یُ ناله های کانالا دِپرست می کنه! حالُ بیشین تمرکز کن! اگه تُنُسی؟!"

بچه آدم
۰۴ تیر ۹۷ ، ۱۷:۵۲

تکه کلام

"تکه کلام رو بشنو، شخصیت رو بفهم"

الیوت همش میگه: عامو وِلِش کُ. حال داریآ! اَمونُم بده. چرو ایقد جِلِز وِلِز می کنی؟ سر صُبی؟ حالُ؟ سر جدت وِلُم کُ!

فکر کنم نیاز نیست درباره شخصیتش چیزی بگم!

بچه آدم
۰۳ تیر ۹۷ ، ۰۸:۲۱

مو بوسوختم مو برشتم

اِلیوت، گُمپ گُلوم! ترسیدن از آینده چه خیری داره؟ واقعا چرو ایقَد مُخو رو درگیر چیزوی می کنی که از کنترلت خارجه؟ بیو! یه آهنگ پلی کنم غم از دلت بره! امشو شوشه لیپک ری هیرونه...

از حالُ بَرِی شادی بعد گل گرم کنیم یُ زوده؟؟ (ایران - پرتغال 2018)
بچه آدم